بهار زندگی

خرید بک لینک

هربهارزندگی بارویش گل می شود ابتدا آغاز

امادرحیاط این دلم درمه اردیبهشت این بهار

نه گلی پیداشود نه سبزه ای

گویی اندر این حیاط دل زمین زانوی غم دربغل بگرفته است

خانه ها خاموش وسرشارازسکوت قصه ازآوارگی از غربت است

درورای این نگاه خسته ام پهنه پهناوری از محنت است

شوق دیدار نگاری در دلم می تپد اماچه گویم قلب او گرد نام من نمی گرددچرا

می روم هردم به دنبالش ولی دور می گرددزچشمم بی صدا

می روی اما فقط یاد مرا زیر گرد مرکبت پنهان مکن

این بهار غرق احساس مرا با دل پاییزیت ویران مکن

سخن آشنا...

ما را در سایت سخن آشنا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: hakim بازدید: 76 تاريخ: سه شنبه 6 خرداد 1393 ساعت: 7:29

صفحه بندی